سواد انرژی؛ نسخه فراموششده نجات اقتصاد خانواده ایرانی
به گزارش پایگاه خبری فاخر،نرگس رسولی – در روزگاری که قبض برق و گاز به دغدغهای ثابت در سفرههای ایرانی بدل شده است، شاید بیش از هر زمان دیگری نیاز به «سواد انرژی» احساس میشود؛ همان دانشی که به خانواده میآموزد چگونه انرژی را نه فقط برای صرفهجویی مالی، بلکه برای پاسداری از آینده فرزندانشان مدیریت کند. متأسفانه این مفهوم هنوز در فرهنگ عمومی ما جای خود را نیافته و عموم مردم، مصرف بهینه را بیشتر بهمنزلهی «کممصرفی اجباری در زمان بحران» میدانند تا «رفتار آگاهانه روزمره».
خانه؛ نخستین مدرسه سواد انرژی
خانواده ایرانی در قلب خود، نهادی آموزشی است؛ از تربیت دینی تا اقتصاد خانواده، همه در خانه آموخته میشود. اما چرا دانش مصرف انرژی که مستقیماً به اقتصاد خانوار، سلامت محیط زیست و آینده نسلها گره خورده، هنوز به یک مهارت پایهای در خانهها تبدیل نشده است؟
پاسخ این پرسش را باید در نبود آموزش ساختاری و فرهنگسازی عمیق جستوجو کرد. مدارس ما شاید در کتاب علوم یا مطالعات اجتماعی، اشارهای گذرا به «صرفهجویی در برق و آب» داشته باشند، اما خبری از آموزش کاربردی نیست. کودک ایرانی نمیآموزد که یک لامپ LED چگونه با مصرف یکچهارم انرژی، همان نور را میدهد یا طبخ غذا در ظروف مناسب تا چه حد از انرژی گاز میکاهد.
اقتصاد خانواده در سایه بیسوادی انرژی
در شرایط کنونی اقتصاد ایران، بخش قابل توجهی از هزینههای خانوار به انرژی و وابستگانش مربوط میشود: از برق و گاز گرفته تا بنزین خودرو و حتی خرید لوازم خانگی پرمصرف. «سواد انرژی» یعنی توانایی تشخیص اینکه کدام وسیله در برابر هزینه مصرفیاش، کارایی بهتری دارد. مثلاً انتخاب کولر گازی با برچسب مصرف A++ ممکن است در نگاه اول گرانتر باشد، اما در کمتر از دو تابستان، تفاوت بهای قبض برق، هزینهی اولیه را جبران میکند.
عدم آگاهی از چنین اصولی به معنی اتلاف مستقیم سرمایه ملی و شخصی است. حال آنکه اگر فقط ۱۰ درصد از خانوارهای کشور مصرف برق خود را با روشهای سادهی سواد انرژی کاهش دهند، معادل سوخت سالانه چند نیروگاه صرفهجویی خواهد شد.
فرهنگ دینی و ملی؛ پشتوانهای برای مصرف آگاهانه
فرهنگ ایرانی و تعالیم اسلامی مملو از توصیه به میانهروی است. آموزهی قرآنی «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا» نه تنها دربارهی خوراک، بلکه درباره هر نوع مصرف—including انرژی—کاربرد دارد. در حقیقت، صرفهجویی در انرژی، عملی اخلاقی و دینی است که با روحیهی مسئولیتپذیری در برابر نعمتهای الهی پیوند دارد.
احیای این نگرش در فضای عمومی و رسانهها میتواند تحولآفرین باشد؛ بهویژه زمانی که الگوهای بومی و ملی، مانند خانوادههایی که در عین رفاه، مصرف آگاهانه دارند، بهعنوان الگو معرفی شوند.
رسانه و آموزش؛ حلقه مفقوده مدیریت مصرف
امروز رسانهها، از تلویزیون تا شبکههای اجتماعی، میتوانند نقش بیبدیلی در «آموزش عمومی سواد انرژی» ایفا کنند. کافی است محتوای رسانهای از شعار صرفهجویی فاصله بگیرد و به آموزش کوچک اما کارآمد بپردازد؛ مثلاً نشان دهد که «خاموش کردن وسایل در حالت استندبای» چه میزان از قبض برق را کاهش میدهد، یا «تنظیم دمای بخاری روی عدد ۲۲» چگونه باعث صرفهجویی واقعی در گاز میشود.
سواد انرژی باید همچون سواد مالی یا سواد رسانهای، بهصورت مستمر آموزش داده شود. برنامههای تلویزیونی، مسابقات خانوادگی یا طرحهای محلهمحور میتوانند این فرهنگ را از سطح آگاهی به عادت تبدیل کنند.
مسئولیتپذیری دولت و خانواده در کنار هم
در کنار آموزش عمومی، نقش سیاستگذار نیز حیاتی است. دولتها با تعیین تعرفههای پلکانی، مشوقهای خرید لوازم کممصرف و حمایت از طرحهای بهینهسازی ساختمانها میتوانند فرهنگ مصرف را هدایت کنند. اما سیاست بدون شناخت مردم از اهمیت موضوع، محکوم به شکست است.
موفقیت هر برنامه ملی زمانی تضمین میشود که خانواده ایرانی احساس کند با هر رفتار درست در مصرف انرژی، نه تنها به کاهش هزینههای خود کمک میکند، بلکه شریک دولت در حفظ منابع ملی و محیطزیست است.
آیندهای روشنتر با دانایی انرژی
در نهایت، سواد انرژی تنها دربارهی قبض برق و گاز نیست؛ این مفهوم گامی است بهسوی جامعهای آگاه، اقتصادی پایدارتر و محیطزیستی سالمتر. خانواده ایرانی اگر بداند هر لامپ خاموش، هر درجه کاهش در دمای بخاری و هر انتخاب هوشمندانه در خرید لوازم خانگی، بخشی از توسعه ملی است، آنگاه صرفهجویی دیگر به اجبار نیست، بلکه به «رفتار فرهنگی» بدل میشود.
امروز زمان آن رسیده که خانواده ایرانی، سواد انرژی را همانقدر جدی بگیرد که سواد خواندن و نوشتن را؛ چرا که نادانی در مصرف، نهفقط جیب که آینده را تهی میکند.